اگر سه ساله بودم
از تو می‌خواستم
برایم لالایی بخوانی
با هم بادبادکی هوا می‌کردیم
موهایت را می‌کشیدم
و شکمت را غلغلک می‌دادم.
اگر کنترل‌چی بودم
بلیت‌هایت را کنترل نمی‌کردم
می‌گذاشتم
با تمام قطارهامجانی‌سفرکنی.
اگر خواهر کوچک‌ترت بودم
دوچرخه‌ام‌را به‌تو قرض‌می‌دادم
کتاب‌هام، رؤیاهایم را.
اگر خاله‌ات بودم
آستین‌ پیراهنت را وصله‌می‌کردم
برایت سوپ داغ می‌پختم،
رویت شالی می‌انداختم.
اگر به خدا ایمان داشتم،
از او می‌خواستم
که این‌قدر غمگین نباشی.
اگر شهامت داشتم
این شعر را برای تو می‌فرستادم.


Elena Jordana (شاعر آرژانتینی)