وقتی کسی را نمی بینی، حرف نمی زنی، در چشمهایش حرفی نمی خوانی دست به کار خیالبافی میشوی، خاطرات را دستکاری می کنی که دو حالت پیش میاد، یکی: خودش و خاطراتش را به گند میکشی، محبتهایش را لاک میگیری، دیگر هیچ عزیزم و جانمی یادت نمی ماند. دوم اینکه: خودت را گول میزنی، نمی خواهی به یاد بیاوری که چقدر مثل تو نبود، چقدر دوستت نداشت، چقدر دوستی نکرد! در تنهایی با شخصیت هم بازی میکنیم و امان از طولانی شدن این دوری و تنهایی! رفتــار دیگران براساس خیالبافی ما متغیــر میشه، اینجاست که نمیدانـی چرا عزیزی تو را مورد بی مهری قرار داد و یا چرا کسی از دور شیفته ات شد!! نتیجه می شود فرصتهایی که داشتیم برای بازگشت و از دست دادیم یا بازگشتهایی بی نتیجه بر اثر خیال. اینها از آفــــت های دوریســت!