تبليغاتX
به وقت گرينويچ - گفتم دری ز خلق ببندم به روی‌ِ خویش دردی‌ست در دل‌ام که ز دیوار بگذرد!


پست هاي اخير :

لينك هاي روز :

وب لينك :

پشتيباني :

گفتم دری ز خلق ببندم به روی‌ِ خویش دردی‌ست در دل‌ام که ز دیوار بگذرد!

یادم نیست کجا و کِی این جمله را خواندم، اما در ذهنم ماندگار شد: «بهانـه ها جای حس های عاشقانه را خوب می گیرند». به این فکـر کـردم که بهانـه ها جای همـه حس ها را خـوب می گیرند، چون فراوانند و در دسترس. اگر میخواهی بمانی، یک خروار بهانه ریخته. میخواهی نباشی، باز هم دور و برت پر از بهانه است. روی کاغذ اینها را می نوشتم تا رسیدم به این شعر شاملو :

بودن به از نبود شدن

خاصه در بهار...

و این شاید یک بهانه باشد، نمـی دانم!

 

*عنوان از سعدی

نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت   توسط مهرنوش  |